احمد مجاهد
مقدمه 50
جوحى ( فارسى )
اينها دلايلى بود از جنبهء ادبى . اما از جنبهء علمى ، ما مىدانيم كه مثلا در دانشكدهء پزشكى و در سالن تشريح ، يك مرده چه مرد و زن را بر روى ميز تشريح عريان مىخوابانند و پسر و دختر دانشجو به دور او حلقه مىزنند و شروع به تشريح مىكنند بدون اينكه بحث قباحت و زشتى اندامها در ميان باشد . اما چون ما ، در كشورى زندگى مىكنيم كه نظام اسلامى حاكم است ، ناچار بايد از جنبهء دينى و شرعى به اين مسأله پرداخت . در قرآن مجيد در دو جا كه خداوند داستان آدم و حوّا و نافرمانى آنها را از حكم خداوند ياد مىكند ، بعد از آن كه عصيان ورزيدند ، ناگهان لباس آنان از تنشان كنده شد و عريان گشتند و جلو و عقب آنها نمودار گشت . حال ببينيم خداوند در همين محل مورد مناقشه چهگونه از قضيه ياد كرده است ، آيا نقطهچين كرده است و يا اينكه آن دو محل را با الفاظى نام برده است . قرآن ، سورهء 7 ( اعراف ) ، آيهء 21 : « . . . فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ ، بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ . . . يعنى : پس چون چشيدند از آن درخت ، ظاهر گشت مر ايشان را عورتهاشان ، و در ايستادند كه مىچسبانيدند بر آن دو از برگ بهشت . . . » . همين آيه يك بار ديگر در سورهء 20 ( طه ) ، آيه 121 ، آمده است : « فَأَكَلا مِنْها ، فَبَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما ، وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ . . . يعنى : پس خوردند آن دو از آن ( درخت ممنوعه ) ، پس ظاهر شد مر آنها را عورتهاشان ، و شروع نمودند مىچسبانيدند بر آن دو از برگ بهشت » . ملاحظه فرموديد خداوند از جلو و عقب آدم و حوّا با كلمهء « سوءة » كه جمع آن « سوءات » مىشود كه مترجمان مصطلحا و مسامحة به معنى عورت ترجمه كردهاند و در لغت به معنى عورت نيست . در لغت به معنى : فساد ، فاحشه ، و در فارسى امروزى به كلمهء « بد » ترجمه مىشود ، ياد كرده است و نقطهچين نكرده است . هرچند همين كلمهء « سوءة » در جاى ديگر در قرآن به معنى مطلق اندام و جسم آمده است ، و آن در داستان هابيل و قابيل است كه بعد از آنكه قابيل برادر خود هابيل را كشت ، و چون اولين ميّتى بود كه مىديد و نمىدانست كه با او چه كار بايد بكند ، خداوند دو كلاغ را فرستاد در جلو قابيل با هم جنگ كردند و يكى ديگرى را زد و كشت و زمين را با منقار و چنگالش كند و جسد مرده را در آن خاك كرد ، در اينجا خداوند از جسد با كلمهء « سوءة » نام مىبرد - قرآن ، سورهء 5 ( المائده ) ، آيهء 34 : « فَبَعَثَ